|
151 - محكوميت اسقف مسيحيان
صفوان بن يحيى گويد: ابوقره رييس روحانيون ارامنه از من خواست كه او را به حضور
حضرت رضا (عليه السلام ) ببرم ، من از حضرت رضا (عليه السلام ) اجازه گرفتم ، حضرت
اجازه داد، او را به حضور امام رضا (عليه السلام ) بردم .
ابوقره فرض زير پاى امام را بوسه زد و گفت : دين ما چنين از ما خواسته كه اين گونه
به شريف ترين افراد زمان خود احترام كنيم .
سپس از امام پرسيد: نظر شما درباره گروهى كه ادعايى مى كنند و گروه ديگر نيز آن
ادعا را امضاء مى نمايند چيست ؟
امام فرمود: ادعاى فرقه اول درست است .
ابوقره پرسيد: نظر شما درباره گروه ديگرى كه ادعايى دارند ولى گروه ديگرى غير از
خودشان ، آن را تصديق نمى نمايند، چيست ؟
امام فرمود: اين گروه ادعا كننده ، ادعايشان بى اساس است .
ابوقره گفت ما (مسيحيان ) ادعا داريم كه عيسى (عليه السلام ) روح الله و كلمه خدا
است كه او را به مريم القاء نموده است ، مسلمانان در اين ادعا با ما موافقند
(206)
ولى مسلمانان ادعا دارند كه محمد (صلى الله عليه وآله ) پيامبر است ولى ما آن را
قبول نداريم ، بنابراين بهتر است در ان چيزى كه اتفاق نظر داريم همان را بگيريم ، و
اين كار، شايسته تر از اختلاف است .
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: نام تو چيست ؟ او گفت : يوحنا، فرمود: اى يوحنا ما
ايمان به عيسى داريم و او را روح خدا و كلمه (مخلوق ) خدا مى دانيم كه ايمان به
محمد (صلى الله عليه وآله ) داشته باشد و بشارت به آمدن او داده باشد، و بر خود
اقرار كه بنده مربوب خدا است ، و اگر به ادعاى شما عيسى روح خدا و كلمه خدا است ولى
ايمان به محمد (صلى الله عليه وآله ) ندارد و بشارت به آمدن او نداده است ، و اقرار
به عبوديت خود در برابر خدا نمى كند، ما از او بيزاريم ، بنابراين در كدام نقطه ما
با هم موافق هستيم ، تا در همان نقطه با هم باشيم و آن را محور قرار دهيم ؟.
ابوقره از اين پاسخ دندانشكن در بن بست قرار گرفت و برخاست و به صفوان گفت : بر خيز
از اين مجلس چيزى عايد ما نمى شود، و ما را بنفع عقيده خود بهره مند نمى سازد
(207)
|